تبليغاتX
سلف صالح
بازگشت به اسلام اصیل چگونه؟

مطالب وبلاگ از ابتدا تا کنون

انفجار انتحاری در دیاله عراق

ترور روحاني عبادي در خاش

اسلام گرایی بعد از غرب گرایی و ملی گرایی

غزه مقاومت یا مذاکره

انفجار انتحاری در سراوان

وظیفه ما و غزه

چه کسی شیعیان را مشرک می داند؟

صهیونیستها محموله شیر خشک غزه را نابود کردند

فاصله ميان مكتب جعفري و سايرمكاتب فقهي و كلامي از كجا ناشي مي شود؟؟

حاميان غريب

حیات برزخی از دید اهل سنت

قران مجمل است و بدون سنت کافی نیست

بازنگري پيشفرضهاي ذهني

سوال كردن بدعت و حرام است !!!

جبر يا اختيار

صدیق اکبر و فاروق اعظم لقب کیست ؟

شيعه زمان ما و کوفیان

زیانهای منع کتابت حدیث

علل منع کتابت حدیث

منع كتابت حدیث و اثرات زیانبار آن

قیام حسین علیه السلام

شیعه و قیام حسین علیه السلام

توهین یا توحید

سجده بر چه ؟؟

آیا الصلوه خیر من النوم در زمان پیامبر گفته شده یا در زمان عمر ؟

غدیر و ارتباط آن با ماجرای یمن

مسح یا شستن پا در وضو کدام صحیح است ؟

انحراف خلافت به سلطنت

امام صادق از منظر اهل سنت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:35  توسط صادق  | 

ايلنا: منابع امنيتي عراق عصر امروز ـ‌پنج‌شنبه‌ـ اعلام کردند که يک بمب‌گذار با منفجر کردن کمربند انفجاري خود در رستوراني در بخش المقداديه در استان دياله 45 نفر را شهيد كرد.
پايگاه خبري العالم گزارش داد كه اين حمله انتحاري در شرايطي صورت گرفت که تعدادي از زائران ايراني در رستوران مشغول صرف غذا بودند. دراين انفجار دست کم 28 نفر مجروح شدند.
رستوران محل انفجار در جاده بين منطقه آمابيس و شهربان در استان ديالي در شمال شرقي بغداد است.
برخي منابع خبري گزارش کرده اند که اکثر کشته شدگان اين انفجار زائر ايراني بوده‌اند.
نيروهاي امنيتي محل انفجار را محاصره کرده‌اند و آمبولانس ها بين محل انفجار و بيمارستان‌هاي اطراف در رفت و آمد هستند.
اين دومين انفجار است که روز پنج‌شنبه در عراق روي داده است.

انفجار انتحاری در دیاله عراق که به هدف کشتار زائران ایرانی رخ داد تاسف و تاثر همه انسانهای مسلمان را برانگیخت

این اولین انفجار نیست و آخرینش هم نخواهد بود و تازمانی که تفکر تکفیری وهابیت در جامعه مسلمانان حیات داشته باشد هر از چندگاهی باید شاهد کشتار گروهی از مسلمانان در گوشه و کنار جهان باشیم

اگر عاملین این انفجارها از سلامت عقل برخوردار باشند مسلما باید انگیزه ای الهی داشته باشند و کشته شدنشان را شهادت در راه خدا بدانند  به این ترتیب افرادی که اینگونه از جان خود می گذرند از چه مرجع دینی آموخته اند که این کشتن وظیفه ای الهی و این کشته شدن شهادت است جز کسانی که زیارت قبور را شرک و شیعیان را مشرک معرفی می کنند ؟ در عین حال که علمای اهل سنت شرق کشور از این کارها ابراز انزجار می کنند دلبستگی شدیدی به تفکر سلفی و وهابی داشته و به جز تصریح به ارتداد شیعیان به خاطر توسل و زیارت قبور سایر عقاید و نظرات سلفیه را پذیرفته و آن را تبلیغ می کنند.زمانی که موضوع دعوت علمای اسلامی به نشستی مطرح می شود تمایل دارند که علمای وهابی هم در آن نشست حضور داشته باشند اما هرگز ذره ای اندیشه نمی کنند که اینهمه کشتار نتیجه غلط بودن این تفکر است نه برداشت غلط عده ای اندک از یک تفکر توحیدی ناب.

شیخ الاسلام سلفیه ابن تیمیه برداشتی را به جامعه عرضه کرد که نتیجه عملی شدن آن همین کشتارهاست  و شیخ محمد بن عبد الوهاب در عصر ظهورش این تئوری را به عرصه عمل نشاند و تاریخ شاهد کشتارهای وحشیانه در لشکر کشی آل سعود به شهرهای اسلامی بود

اکنون که مناسبات بین المللی اجازه لشکر کشی و فتح و تصرف شهرها را به تفکر وهابیت نمی دهد این تفکر پشتوانه القاعده و طالبان شده و همان جنایات را در پوشش ترور و انفجار وانتحار مرتکب می شود .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 0:28  توسط صادق  | 

مردان مسلح در شامگاه شب گذشته حجت الاسلام عبادی مسئول مدارس قدس رستگاران شهرستان خاش را به ضرب گلوله به شهادت رساندند.

علیرضا شهرکی معاون سیاسی اجتماعی فرمانداری شهرستان خاش در گفتگو با مهر ضمن تائید خبر ترور حجت الاسلام عبادی اعلام کرد که این حادثه در ساعت 19 و 30 دقیقه امشب رخ داد که در جریان آن افراد مسلح دست به این قدام تروریستی زدند.

وی افزود: در جریان این اقدام ناجوانمردانه که در برابر دیدگان خانواده حجت الاسلام عبادی اتفاق افتاد، وی به ضرب گلوله افراد ناشناس به شهادت رسید.

این مقام مسئول در پایان تاکید کرد که این حادثه در حال بررسی است ولی تاکنون هیچ گروه یا جریان خاصی مسئولیت این عملیات تروریستی را بر عهده نگرفته است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 13:48  توسط صادق  | 

اسلام گرایی بعد از غرب گرایی و ملی گرایی

در میان امت اسلامی جریانهای فکری مختلف و متعددی شکل گرفته و بر جامعه اسلامی تاثیر گذاشته است اما با توجه به تحولات تاریخی صد ساله اخیر متوجه سه جریان اساسی می شویم که هر کدام در برهه ای تفکر غالب شده و توجه زیادی را به خود جلب کرده است

اگر می خواهید علت سکوت عربستان و مصر در مقابل جنایات اسرائیل را بدانید حتما ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:50  توسط صادق  | 

 

غزه سند مظلومیت مردم فلسطین و برگ سیاهی از جنایات اسرائیل است و هیچ کس این حقیقت را منکر نیست حتی کسانی که با مقاومت حماس درمقابل اسرائیل موافق نیستند و راه حل مساله فلسطین را مذاکره می دانند قبول دارند که اسرائیل از هیچ جنایتی برای رسیدن به منافعش فروگذار نمی کند و شاید به همین دلیل از مقاومت گریزان و به مذاکره متوسل می شوند همانطور که یاسر عرفات بعد از سالها مبارزه به مذاکره رو آورد و حیات ذلت بار را بر مبارزه  ترجیح داد .

 اکنون هر دو سیاست مبارزه و مذاکره در فلسطین اجرا می شود محمود عباس رهبر تشکیلات خودگردان در کرانه باختری با منحل کردن دولت منتخب مردمی حماس وابقای خود در سمت ریاست  همواره با سران اسرائیل و آمریکا و اعراب مشغول مذاکره اند و دولت مردمی حماس هم در غزه با اشغالگران به مبارزه برخواسته است .

با بررسی تاریخ معاصر فلسطین در می یابیم که مسلمانان و اعراب در زمینه حمایت از مردم فلسطین کوتاهی بسیار کرده اند زیرا اگر از همان ابتدا وقبل از اینکه یهودیان صهیونیست قدرت پیداکنند جلو تسلط آنان  گرفته می شد کار بجایی نمی کشید که این غده سرطانی وسعت پیدا کرده و جراحی کردن آن سخت و پر هزینه باشد

در جریان اشغال فلسطین تنها مردم فلسطین بودند که برای دفاع از خود به مبارزه رو آوردند و سایر کشورها زمانی که زمینهای خود را از اشغال صهیونیستها بیرون آوردند فلسطینیان را در چنگال آنان رها کردند و مسلما همانطور که سایر کشورها و از جمله لبنان جز با مبارزه مسلحانه نتوانستند کشور خود را آزاد کنند فلسطینیان هم جز با مبارزه نخواهند توانست اسراییل را نابود و کشور خود را آزاد سازند هر چند بتوانند زندگی ذلت بار و سختی را در حکومت یهودیان صهیونست داشته باشند

 

اگر چه مبارزان اولیه فلسطین انگیزه دینی نداشتند و حاضر بودند برای حفظ حیات خود دست بیوه رییس جمهور ترور شده اسرائیل را هم ببوسند اماانتفاضه ملت فلسطین در سالهای اخیر براساس آموزه های دینی است . انسانیت و اسلام به ما آموخته است که مبارزه و شهادت بسیار ارزشمندتر از زندگی ذلت بار تحت حکومت کسانی است هزاران انسان بی گناه  را برای تصاحب زمینهایشان قتل عام کرده اند  

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 16:45  توسط صادق  | 

عملیات انتحاری گروه ریگی با بی اعتنایی رسانه های نظام مواجه شد در حالیکه پایگاههای خبری وابسته به این گروه این عملیات را بزرگترین و مهمترین عملیات بر ضد رژیم معرفی کرده و آنرا اولین عملیات انتحاری در ایران و تعداد کشته های آنرا بیش از صد نفر معرفی کردند

این گروه انگیزه این عملیات را انتقام از دولت به خاطر تخریب مدارس علمیه اهل سنت عنوان کردند اما به نظر می رسد انگیزه عامل این انفجار شخصی و در راستای اهداف این گروه تروریستی است طبیعی است که برادرنوجوان عبدلمالک به خاطر انتقام خون برادر معدومش اهداف کسانی را که تجهیزات و تسلیحات این گروه را تامین می کنند نا آگاهانه دنبال کند .

اگر این عمل در پاسخ به تخریب مدارس علمیه اهل سنت است طبعا باید مجوزی شرعی و دلیلی براساس قران وسنت هم برای کشتن مسلمانان داشته باشند . حال این سوال مطرح می شود که کجای قران وسنت گفته که بخاطر تخریب مدارس علمیه باید دهها نفر را ترور کرد؟؟

حتی اگر انگیزه این گروه مبارزه با نظامی باشد که به زعمشان با دین و اسلام مخالفت می کند از همان کسی پیروی می کنند که تصور می کرد علی کافر شده و باید در بهترین شب و با نیت قربه الی الله او را ترور کرد.قطعا عبدالرحمن بن ملجم مرادی هم تصور می کرد که علی با دین و اسلام مخالف است و باید به هر طریق شده او را از میان برداشت و هیچ مستند شرعی برای کشتن علی نداشت جز توهمات متحجرانه خوارج.

سابقه این گروه در ترور و کشتار مردم بیگناه و کشف تجهیزات و تسلیحاتی که از منابع بیگانه دریافت کرده اند و رابطه دوستانه و همسو با رسانه های غربی بیانگر دروغگویی این گروه در ادعاهایشان و همسویی با دشمنان نظام اسلامی ایران است.

 اگر در مدارس علمیه تخریب شده این گونه افرادی که به آسانی دست به کشتار مسلمانان می زنند تربیت می شوند شایسته ترین کاری که می شد کرد همان بود که شده خصوصا که اعدام دو نفر از مولوی های این مدارس و کشف مقادیر زیادی سلاح و مهمات از مدرسه عملیه دخترانه موید همین مطلب است که در این مدارس تنها قران و حدیث آموزش داده نمی شود بلکه فضایی برای آموزش نیروهای نظامی جانبرکف برای مبارزه با نظام و مردم مسلمان ایران فراهم می شود .

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 4:59  توسط صادق  | 

سالهاست که مردم فلسطین در سختی و ناامنی و ذلت زندگی می کنند اکنون هم مردم غزه در محاصره اقتصادی و نبود امکانات اولیه زندگی به سر می برند وظیفه ما چیست؟وظیفه حکومتها چیست؟ چه کسی چه کاری می تواند بکند؟ تا کی فلسطین باید شاهد جنایت صهیونیستها باشد ؟

وظیفه هر مسلمان در قبال مساله فلسطین و خصوصا غزه در چند مورد خلاصه می شود

اولا: اهمیت دادن به آن و توجه داشتن به اینکه فلسطین سرزمین انبیاء الهی و مقدس است که قبله اول مسلمانان و محل ولادت و زندگی و دفن بزرگترین انبیا الهی در آن است سرزمینی که مردم آن ومالکان اصلی زمینهای آن مسلمانان هستند و غاصبان آن (صهیونیست ها)به آنجا مهاجرت کرده اند و با کشتار و زور مسلمانان را در اقلیت و ضعف قرار داده اند کشوری که مردم آن دست استمداد به سوی سایر مسلمانان جهان دراز کرده اند .و نامسلمانی است اگر گفته شود: چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

ثانیا:شناخت تاریخ و سرگذشت این زمین و مردم ساکن در آن . هر مسلمان با غیرت باید بداند که بر این کشور در این صد سال اخیر چه گذشته واکنون در این کشور و کشورهای مجاورش چه می گذرد و چه گروههای چه کارهایی می کنند و چه سیاستها و اهداف واقداماتی دارند .بشناسد که حماس و حزب الله چه حزب و گروههایی با چه اهدافی هستند و سایرگروههای فعال در این سرزمین چه می کنند .در صورت شناختن این گروههای مختلف و اهداف و سیاستهای آنان است که می توان از یکی حمایت و دیگری را محکوم کرد .

ثالثا:بررسی راههای کمک به این سرزمین و مالکان اصلی آن . همواره برای حل مشکل فلسطین راهکار گفتگو آزموده شده و نا کارآمدی آن و خیانت سیاستمداران عرب مردم این سرزمینها را بر آن داشته تا به رویارویی مستقیم با اشغالگران برخیزند .اکنون مبارزه مسلحانه و جهاد و سازش وتسلیم و مذاکره با صهیونیستها همچنان دو گزینه است که طرفداران و مخالفانی دارد . برخی که طرفدار جهاد و مبارزه هستند با کمک های مالی و تسلیحاتی به حزب الله لبنان و جنبش حماس در فلسطین این روش را تشویق می کنند و گروهی که طرفدار سازش و مذاکره هستند با نشستهایی در آناپولیس و شرم الشیخ ونیویورک و....با آمریکا و اسرائیل بر سر میز نشسته و اوضاع را بررسی می کنند و حرکت گروههای جهادی را تندروی معرفی کرده وحمایت از این گروهها را محکوم می کنند . اکنون وظیفه هر مسلمانی است که برای یافتن بهترین راه کمک کردن به حل مساله فلسطین به ارزیابی این دو روش بپردازد

رابعا:تلاش در حمایت از مردم فلسطین و کمک به آنها . هر کس در توان خود قدمی بردارد به وظیفه خود عمل کرده است هر چند تاثیر آن ممکن است آشکار نباشد ارسال کمکهای مالی و جنسی به مردم فلسطین ،نوشتن مقاله و کتاب ، شرکت در یک گردهمایی یا تظاهرات شاید کاری بی نتیجه به نظر برسد اما هنگامی که با حرکت سایر مسلمانان جهان همراه شود کمکی عظیم را بوجود خواهد آورد که دشمنان ملت فلسطین را توانایی مقابله با آن نخواهد بود .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 0:36  توسط صادق  | 

شیعه و سنی هزاران سال است که کمابیش درکنار هم زندگی می کنند هر چند گاهی درگیری های فرقه ای در تاریخ حیات این دو گروه وجود داشته اما اکثرا با مسالمت در کنار یکدیگر زندگی کرده اند و به ندرت تقریبا هیچ وقت علمای دو گروه فتوی به کشتار پیروان گروه دیگر نداده اند .

در حال حاضر هم اهل سنت در کشور ما در کنار شیعیان زندگی می کنند و حتی ازدواج می کنند و در زندگی اجتماعی بسیار دوستانه و برادرانه رفتار می کنند و علمای اهل سنت هم شیعیان را برادران مسلمانان اهل سنت می دانند و در تمام صحنه های اجتماعی وسیاسی حضور پیدا می کنند و حکومت شیعه را به رسمیت می شناسند

هر چند علمای اهل سنت اکثرا شیعیان را مسلمان و برادر خود می دانند اما علمای کشور عربستان اکثرا شیعیان را به خاطر توسل و طلب شفاعت و حاجت از ارواح اولیای خدا مشرک و واجب القتل معرفی می کنند

این حقیقتی است که با تحقیقی جزیی در کتابهای این علما مثل نواقض اسلام بن باز و بن جبرین می توان به وضوح و صراحت مشاهده کرد فتوای علمای دانشگاههای مدینه مبنی بر وجوب قتل شیعیان و مکه هر چند وقت یکبار این عقیده را رسما از رسانه های مختلف آشکار می کند

این تفکر موجب تشکیل گروههای مختلف چون طالبان و سپاه صحابه و القاعده شده که علاوه بر بدنام کردن و به نمایش گذاشتن چهره ای خشن از اسلام موجب کشتار هزاران انسان بی گناه شده است.

اما آیا علمای اهل سنت منحصر در علمای عربستان هستند و آیا همه اهل سنت توسل و زیارت قبور و توجه به اولیای درگذشته را شرک می دانند ؟قطعا نه گروههای متصوفه و بریلوی و دیوبندی و ماتریدی در شرق و غرب کشور ایران و پیروان مذاهب شافعی و حنفی هرگز چنین نظری راتایید نمی کنند .

و تنها گروه تندرو و خشن علمای عربستان سعودی که پیروان محمدبن عبدالوهاب هستند و به همین سبب وهابی نامیده می شوند شیعیان را مشرک و بنای زیارتگاههای امامانشان را معبد مشرکین قلمداد کرده و فتوی به قتل و تخریب می دهند .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 2:8  توسط صادق  | 

 

خبر برایم تکان دهنده و دهشتزا بود  تکان دهنده تر از کشتار و محاصره و قطع برق و ...

صهیونیستها محموله  شیر خشک غزه  را نابود کردند

این خبر برای کسانی که پدر یا مادر نوزاد شیرخواره هستند دردناکتر از دیگران است

علاقه مادر و پدر به فرزند شیرخواره آمیخته با ترحم به طفلی که نه توانایی دفاع از خود دارد نه قادر است با شکم گرسنه بخوابد نه می تواند گرسنگیش را بر زبان آورد وصف ناشدنی است تا شیرخواره نداشته باشی آنرا درک نمی کنی اکنون که تصور می کنم که مادران غزه چگونه شیرخواره های خود را ساکت می کنند بغض گلویم را می گیرد باور کنید ترس و نا امنی و تاریکی وسرما و  صدای انفجار و ضجه مادران شهدا هم نمی تواند طفل گرسنه را ساکت کند .تنها چیزی که در نبود غذا برای شیرخواران آرام کنند است شهادت باشد!

گذشته ها اگر جایی روضه اصغر خوانده می شد برایم با سایر شهدا تفاوتی نمی کرد اما زمانی که خدا به من طفل شیر خواره داد برای روضه اصغر بیشتر از همیشه گریه میکنم چون می دانم بر دل حسین و رباب چه گذشت وقتی اندام نازک اصغر را که برای گریه کردن هم نا نداشت در حال دست وپا زدن برای شهادت ببینند  و می دانم زمانی که رباب توانایی شیر دادن یافت چقدر در نبود شش ماهه اش سوخت 

طفل شیرخواره دوست داشتنی ترین موجود روی زمین و ترحم برانگیزترین انسان است اما برای انسانها نه برای گرگ ها و درندگان تشنه خون !

در این میان جرم اعراب و کسانی که می توانند کاری بکنند و نمی کنند کم از صهیونیستها نیست درست مثل کسی که گوسفندی را نگه داشته تا قصاب با آسودگی سرش را ببرد

اکنون که صهیونیستها از یک طرف و اعراب از طرف دیگر دو لبه قیچی قتل عام فلسطینیان شده اند وظیفه ما چیست؟چه کار از دستمان بر می آید جز فریاد ؟این کمترین کاری است که از دست هر کسی بر می آید و بسته به میزان بلندی صدای هر کس این فریاد موثر تر است قطعا جریانهای سازشگرای داخلی که نظام سلطه را دگرگون یافته می دانند و برای دموکراسی دلشان تنگ شده و نگران حقوق زندانیان سیاسی و آزادی اندیشه و فرهنگ هستند فریادشان در گلو خفه شده و گرنه صدایشان برای جامعه چند صدایی که فقط صدای خودشان چند بار شنیده شود بسیار بلند است

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 0:5  توسط صادق  | 

 

برخی می گویند که بنیانگذار شيعه عبدالله سبای یهودی است ،اما ..................

بعد از پيامبر علوم اسلامي نسل به نسل  و سينه به سينه توسط صحابه و تابعين و تابعين ِ تابعين نقل مي شد  خاندان پيامبرنيز كه علوم و احاديث جدشان را بدست آورده بودند براي برخي علوم اسلامي را نقل مي كردند اما به خاطر سختگيري  حكومت بني اميه نسبت به آنها درتنگناي اجتماعي بسياري قرار داشتند و آموختن دانش دين از اين خاندان علي رغم شرافت و فضيلتشان با دشواري بسيار همراه بود  اما با ضعف و انقراض بني اميه  فرصتي فراهم شد تا بني هاشم دانش خود را كه ميراث نبوي بود عرضه كنند اين فرصت تا قدرت يافتن بني عباس ادامه يافت در طول اين مدت دو نفر از نوادگان پيامبر توانستند آنچه را كه از سنت جدشان وديني كه به ميراث به آنها رسيده بود را عرضه كنند طبعا در اين آموزه ها ظلم ستيزي و نپذيرفتن حكومت ظالمان بود كه با اساس حكومتهاي بني اميه و بني عباس مخالف بود به همين خاطر در هنگام قدرت يافتن اين حكومتها عرصه بر خاندان پيامبر تنگ مي شد

پيش از اين مسلماناني كه خاندان پيامبر را منبع كسب معارف ديني مي دانستند نمي توانستند به راحتي مسايل دين را از منبع آن كسب كنند و اعمال خود را همانند ساير مسلمانان انجام مي دادند اما با فرصت يافتن علي بن محمد باقر و بيش از آن فرزندش جعفر صادق عليهما السلام مكتب علمي جديدي ايجاد شد كه جامع تمامي علوم عقلي و نقلي و انساني و طبيعي بود وجويندگان دانش را از هر سو بسوي خود جذب مي كرد تا جاييكه نزديك به چهار هزار نفر از جعفربن محمد عليه السلام حديث شنيدند و كسب دانش كردند

برخي از اين شاگردان 1 با عقيده به عصمت و امامت فرزندان پيامبر تعاليمشان را وحي نقل شده از پيامبر مي دانستند و آنانرا تنها مرجع كسب معرفت ديني و خود را بي نياز از ساير دانشمندان مي دانستند مكتب اين گروه  با مكتب صحابه و تابعين و تابعين تابعين از چند جهت تفاوت داشت هم از جهت سياسي با حاكمان موافق نبودند هم از جهت اعتقادي با جماعت مسلمانان اختلاف نظر داشتند و هم از جهت نقل حديث تنها روايات فرزندان پيامبر را معتبر مي شمردند  . مكتب اين گروه  مكتب جعفري نام گرفت

 ساير دانشمندان 2 ، دانش خود را از صحابه  و تابعيني  كه احيانا رو در روي علي و فرزندانش قرار داشتند 3 اخذ كرده بودند  اين گروه كه از حمايت حاكمان  بهره مند بودند و ازجهت اعتقادي تابع آثار و احاديثي بودند كه به آنها رسيده بود  مكاتب عقيدتي مختلفي مثل معتزله اشاعره و اصحاب حديث و از نظر فقهي و احكام شرعي هم مذاهب متعددي كه بعدها منحصر در چهار مذهب شد را بوجود آوردند  

اكنون دانش خاندان نبوت كه از فرزندان رسول خدا خصوصا از جعفربن محمد  و پدر بزرگوارش براي آيندگان به يادگار مانده تنها در مكتب شيعه يافت مي شود و اگر تمامي كتب حديثي اهل سنت را جستجو كنيم به ندرت به سخنان اين بزرگواران بر مي خوريم و مي توان به جرات گفت كه مكتب اهل سنت از صحابه و تابعين به ارث رسيده (به همين دليل ناچارند سخن از عدالت صحابه بگويند)اما مكتب شيعه از خاندان رسالت و شخص جعفربن محمد به ارث با ما رسيده است

 

1- مانند جابربن يزيد جعفي ،جابر بن حيان ،زراره بن اعين،محمدبن مسلم،هشام بن حكم

2-مانند مالك بن انس ،سفيان ثوري ،حسن بصري ،واصل بن عطاء،ابولحسن اشعري

3-مانند ابوهريره جزو لشكر معاويه درجنگ صفين،اوزاعي و ابن شهاب زهري ملازمان دربار بني اميه عبدالله زبير سردار جنگ جمل

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 9:24  توسط صادق  | 

هفتم و دهم رمضان سالروز رحلت دو شخصيتي است كه در سخت ترين شرايط  بيشترين حمايت ها را از پيامبر گرامي اسلام كردند
حضرت ابوطالب و حضرت خديجه كبري سلام الله عليها كه هردو در يك سال پيامبر را ترك كردند و آن سال سال حزن و اندوه پيامبر شد
ام المومنين خديجه اولين زني كه مسلمان شد و به حمايت از محمد صلي الله عليه و آله پرداخت و تمام داراييش را در اختيار همسرش پيامبر خدا گذاشت تا در راه اسلام و مسلمانان صرف شود
 شدت علاقه پيامبربه خديجه به حدي بود كه هرگز او را فراموش نكرد و همواره بعد از رحلتش از او ياد مي كرد و اين موجب حسادت برخي از همسران آن حضرت مي شد
اما برخي مسلمانان با غفلت ازجايگاه و نقش اين بانوي بزرگوار به حمايت و تجليل از ديگرهمسران پيامبر كه زندگي جنجال بر انگيزي داشتند مي پردازند  بي آنكه نامي از اولين همسر و بزرگترين حامي آنحضرت ببرند .و اين شايد ظلمي در حق اين بانوي بزرگوار باشد.

حضرت ابوطالب نيز به جهت تمكن بر حمايت از برادر زاده اش ايمان خود را مخفي مي كرد به همين جهت عده اي تصور كردند كه او اسلام نياورد واز دنيا رفت در حاليكه جد وعموي پيامبر حتي قبل از بعثت موحد و بر دين ابراهيم خليل الله بودند و هرگز بت نپرستيدند و با آغاز رسالت نبوي ابوطالب جزو سابقين بود كه ايمان خود را آشكار نكرد و توانست با حفظ جايگاه خود بيشترين حمايت ها را از پيامبر خدا داشته باشد .
حاكميت بني اميه كه به دشمني با علي عليه السلام معروف هستند وفضايي كه بعد از شهادت امير المومنين در جامعه حاكم شد موجب شد كه عده اي منكر ايمان ابوطالب شوند در حاليكه امام باقر عليه السلام فرمود اگر ايمان ابوطالب در كفه اي نهاده شود و ايمان اين گروه(كه منكر ايمان ابوطالب هستند)در كفه ديگر گذاشته شود ايمان ابوطالب سنگينتر خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 1:47  توسط صادق  | 

حیات برزخی از دید اهل سنت

قران :

آیات مختلفی از قران به حیات برزخی اشاره می کند که در کتب دانشمندان شیعه وسنی به آن استناد شده و ارتباط آن با عالم برزخ را پذیرفته اند برای نمونه به چند آیه ذیل توجه کنید

(40) غافر :  46

النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ (46)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 13:0  توسط صادق  | 

 

بعثت ختم رسل حضرت محمد ابن عبدالله صلی الله علیه را به همه مسلمین جهان تبریک وتهنیت عرض می کنم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 0:25  توسط صادق  | 

اخیرا رویکر د تازه ای مشاهده می شود که تبلیغ می کند که قران برای ما کافی است و برای این عقیده شان هم دلایلی بیان می کنند

در حالیکه انکار سنت و کنار گذاشتن روایات منقول از پیامبر مورد پذیرش هیچ مسلمانی نیست و این گروه با انکار ضروری ترین اصل اسلام که سنت باشد در حقیقت اسلام را کنار گذاشته اند و خود را از تفسیر آیات مجمل قران محروم کرده اند و دست و پای عقل خود را در زنجیر ظواهر الفاظ اسیر کرده اند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 12:45  توسط صادق  | 


درميان جوانان كساني هستند كه بدنبال حقيقت هستند و بدور از تعصبات ذهني و ترس از سرزنش بزرگان پا در عرصه هايي مي گذارند كه با تنش هاي بسياري همراه است اما پديده مباركي است كه نشان آشكار شدن حقايق كتمان شده دارد
مقاله زير از سايت كلوب انتخاب شده  ونشاندهنده همين حقجويي است
در ذهن ما عقاید بیشماری شكل گرفته از گذشتگانی است كه وسعت ذهنشان به اندازه دنیایی بود كه دیده بودند و سادگی ذهنشان به اندازه سادگی زندگیشان بود نه از پیچیدگیهای

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 15:43  توسط صادق  | 

وقتي كه كتب روايي خصوصا اعتقادي مورد اعتناء اهل حديث و سلفي ها رو مطالعه مي كنم به حجم زيادي از روايات بر مي خورم كه مضمون اونا با عقل سازگاري نداره مثل رواياتي كه1- در مورد قدر و2- رواياتي كه درباره صفات خدا و3- جنگهاي بين صحابه نقل شده

دراين مطالعات ،سوالات زيادي برام پيش مي آد كه اتفاقا مولفان كتب  هم با اين سوالات مواجه شده اند ولي پاسخي كه به اين سوالات داده تنها پاك كرد صورت مساله بوده و هرگز عقل را قانع و راضي نمي كنه

پاسخ به اين سوالات درعبارت«والسوال عنه بدعة» منحصر مي شه يعني سوال كردن در مورد اين مسائل بدعت و حرام است و عقل نبايد دراين محدوده وارد شود و فقط بايد به آنچه از صحابه و تابعين نقل شده اعتقاد داشت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 11:54  توسط صادق  | 

 

همواره اين سوال در جامعه مسمانان وجود داشته كه آيا انسان مجبور است يا مختار .در پاسخ به اين سوال سه نظر مطرح شده كه هر يك  از آيات قران هم استفاده كرده اند اما قطعا يكي از اين نظرات درست است و دو نظر ديگر اشتباه دراين مقاله به طرح اين سه نظر و معرفي  كساني كه به آنها معتقد هستند مي پردازيم 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 9:23  توسط صادق  | 

ما طبق منابع خود اهل سنت ثابت میکنیم که این القاب خاص امیرمومنان علی است

با اینحال اهل سنت اصرار دارند این القاب را به شیخین (ابوبکر و عمر) بدهند.!

حتى يك حديث صحيحى كه پيامبر ـ صلى الله عليه و آله و سلّم، ابوبكر را صديق خوانده، و يا عمر، را فاروق خوانده باشد نداريم، و آنچه آمده راجع به حضرت على علیه السلام است.

چنانچه طبرى مى گويد قال علی بن ابی طالب: أنا عبدالله واخو رسوله وأنا الصدّيق الأكبر. لا يقولها بعدي الا كاذب مفتر، صليت مع رسول الله ـ صلى الله عليه و سلّم ـ قبل الناس بسبع سنين»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 14:8  توسط صادق  | 

كوفه درقرنهاي نخستين هجري معروف به شهر شيعيان است و بيشتر راويان آن به خاطر حب علي عليه السلام متهم به تشيع شده و رواياتشان متروك است اما بين شيعيان كوفه با شيعيان عصر حاضر از نظر اعتقادات تفاوت اساسي وجود دارد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 9:52  توسط صادق  | 

زیانهای منع کتابت حدیث

1-از بین رفتن حلقه اتصال اسناد (چرا که زمانی که علما شروع به تدوین و کتابت حدیث نمودند نزدیک به صد سال از وفات پیامبر می گذشت و کسانی که در نوشته های خود حدیثی را به پیامبر نسبت می دادند باتکیه بر شنیده ها بود)معمر قذافی میگوید :سالیانی پس از عیسی گروهی از مردم که مسیحیان به آنان فرستادگان میگویند متی یوحنا مرقص و پولس آمدند وگفتند ما انجیلی را که خداوند به عیسی فرستاد از حفظ داریم ...واین امر باعث ظهور چهار انجیل مختلف شد {رمورد سنت پیامبر هم }در قرن دوم و پس از سالیان طولانی از رحلت پیامبر گفتند که احادیث پیامبر راگرد آورده اند ومعنای این سخن آنست که مسلمانان پس از گذشت دوسده از وفات پیامبر بنای ثبت احادیث را گذاشتند و پس از دو سده کسی از معاصران پیامبر زنده نبود تا حدیث صحیح را گرد آورد .

2-رهیافت جعل و افترا بر پیامبر (هنگام جمع آوری احادیث بخاری از بین ششصد هزار حدیث فقط هفت هزار آن رادر صحیح خود گرد آورد  و مالک از میان صد هزار روایت فقط سه هزار روایت را برگزید ابوداوود از میان پانصد هزار حدیث تنها پنج هزار و دویست روایت ومسلم از میان سیصد هزار روایت تنها هفت هزار و دویست حدیث و احمد بن حنبل از میان هفتصد وپنجاه هزار روایت حدود سی هزار حدیث را قبول کردندو این به خاطر این بود که بسیاری از روایات منسوب به پیامبر جعلی و دروغی بودند )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 1:45  توسط صادق  | 

قانون منع کتابت حدیث از زمان خلفا شروع شد و تا زمان عمربن عبدالعزیز استمرار داشت

علل منع کتابت حدیث از نظر شیعه وسنی

از نظر علمای اهل سنت خلفا به چند دلیل مانع  نوشتن احادیث پیامبر شدند

1-عدم اختلاط احادیث پیامبربا قران

2-توجه بیش از حد به حدیث و متروک ماندن قران

3-احتمال بروز اختلاف در روایت ها

از نظر علمای شیعه علت منع کتابت انگیزه های سیاسی بوده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 13:1  توسط صادق  | 

منع کتابت حدیث یا نهی از آن واقعیتی است که موجب شد روایات پیامبر سالها بدون نوشته شدن رها شوند و در زمان عمر بن عبدالعزیز دستور نوشتن جوامع حدیثی صادر شد یا نهی از آن برداشته شد .

عایشه می گوید پدرم پانصد حدیث از گفتار پیامبر را جمع کرده  بود شبی خوابید اما آرام نداشت من اندوهگین شدم واز ناآرلامی اش پرسیدم چون آفتاب برامد گغت دخترم احادیثی که  نزد تواست بیاور من احادیث را آوردم او آتش خواست وآنها را سوزاند (تذکرة الحفاظ ج1ص5تاریخ الاسلام الثقافی والسیاسی ص362-363


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 23:16  توسط صادق  | 

توحید یا توهین

تخریب قبور ائمه بقیع و سایر آثار فرهنگی موجود در مکه و مدینه وحتی تخریب گنبد وگلدسته های عسکریین همه با نام مبارزه باشرک و تقویت توحید انجام می شود کاری که مستند آن فقط یک روایت است که نه سند درستی دارد و نه دلالت کاملی بر کاری که انجام می شود

در حالیکه هر عاقلی در بدو امر و بدور از پیشفرضهای باطل و عقاید غلط و تعصبات خشک ساختن بنا بر قبور را تجلیل از میت و احترام به آن تلقی می کند

نظر شما چیست ؟

آیا ساختن بنا بر قبور تجلیل از میت است یا شرک؟؟

آیا تخریب این بنا ها در راستای توحید است یا توهین؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 17:4  توسط صادق  | 

در طول تاریخ همیشه خاطره قیام امام حسین الهام بخش جهاد در راه خدا ودین او و ستیز با ظلم و ظالم بوده است و واعظان و مبلغان شیعی وظیفه خود می دانسته اند که با بر انگیختن احساسات پاک دوستداران اهل بیت آنان را متوجه سیره و اهداف معصومین کنند .

مراسم عزاداری در حقیقت فرصتی است تا شیعیان ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 1:56  توسط صادق  | 

سلام بر حسین، شهید مبارزه با طاغوت و لعنت خدا بر قاتلان و ظالمان بر او و خاندانش

یکی از افتخارات شیعیان اینست که تا توانسته اند درمقابل حاکمان جور سر تسلیم فرود نیاورده اند و هر گاه احساس کرده اند که برای حفظ دین و گسترش اسلام باید بر علیه سلاطین ستمکار قیام کرد از بذل جان و مال دریغ نکرده اند واین سیره را از امام خود حضرت اباعبدالله الحسین آموخته اند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 1:55  توسط صادق  | 

سجده

چرا شیعیان برای سجده از مهر استفاده می کنند؟

 مقدمتا باید دانست که در نماز باید بر زمین سجده کرد و آنچه که از زمین می روید مثل گیاه و جدا می شود مثل خاک و قطعه های سنگ. اما فرش و لباس به دلیل اینکه جزو زمین حساب نمی شود از نظر شیعه نمی تواند محل سجده باشد بنابر این شیعیان قطعه ای از زمین را روی فرش قرار داده و روی آن سجده می کنند که در شرع از این کار نهی نشده.

ممکن هست کسی بگوید :چرا باید بر زمین سجده كرد؟!

رکن اصلی سجده پیشانی بر زمین گذاشتن است و تا پیشانی بر زمین نرسیده باشد سجده صحیح نیست هر چند سایر اعضا بر زمین باشند و قطعا قرار گرفتن پیشانی بر خود زمین صحیح است و اختلاف در این است که آیا مباشرت و اتصال پیشانی به زمین لاز م است یا خیر یعنی آیا قرار دادن پیشانی بر غیر زمین هم جایز است یا خیر؟

مرداوی از علمای حنبلی در کتاب الانصاف ج2 ص68 می گوید و لایجب مباشرة المصلی بشئ منها الا الجبهه علی احد الروایتین.....والروایة الثانیه تجب المباشرة بها صححه فی النظم ...

اتصال اعضای سجده بر زمین واجب نیست جز در موردپیشانی طبق یکی از دو روایت که اولین روایت آن را هم واجب نمی داند که مذهب مشهور است و روایت دوم  می گوید اتصال پیشانی به زمین واجب است و این قول را در نظم صحیح شمرده

در هر حال سجده بر زمین و چیزی که از زمین به دست آمده مثل گیاه و چوب و قطعه های سنگ و خاک صحیح است و دلیلی بر باطل بودن آن در شرع موجود نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 1:45  توسط صادق  | 

ابن رشد در بداية المجتهد درباره خلافى بودن مسألة (تثویب در اذان) اينچنين مى گويد : اختلفوا في قول المؤذن في صلاة الصبح الصلاة خير من النوم هل يقال فيها ام لا ؟ فذهب الجمهور الى أنه يقال ذلك فيها . وقال آخرون : أنه لا يقال لانه ليس من الاذان المسنون ، وبه قال الشافعى . وسبب اختلافهم اختلافهم هل قيل ذلك في زمان النبى صلى الله عليه وآله وسلم ؟ او انما قيل في زمان عمر ؟ ( 2 )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 1:59  توسط صادق  | 

 همه می دانند که در غدیر چه اتفاقی افتاد(البته برخی سعی کرده اند که اصل جریان را هم انکار کنند اما این کار آنها مانند اینست که در روز روشن بخواهند خورشید را انکار کنند) هر چند همه جزییاتش مشخص نیست اما همه بریک چیز اتفاق نظر دارند .پیامبر مردم را در زمینی به نام غدیر خم جمع کرد و به آنها گفت من کنت مولاه فهذا علی مولاه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 0:48  توسط صادق  | 

جمع بندی بحثی که نزدیک به سه ماه در کلوب اهل سنت وعرفان بین من و اعضای اهل سنت در جریان بود

با توجه به آیه مورد استناد وروایاتی که از پیامبر رسیده مسح بر پا صحیح و مشروع است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 12:36  توسط صادق  | 

واقعيت تلخي كه اي كاش افسانه بود پس از وفات پیامبر رخ داد که مسیر رو به پیشرفت جامعه را به سوی پستی و برگشت به جاهلیت سوق داد

 از بعثت پیامبر و حرکت حیات بخش او انتظار می رفت حتی با رفتن او  جامعه اسلامی  به سوی تعالی و تکامل پیش رود و حکومتها با ادامه سیره حکومت پیامبر در ابعاد مختلف  به  تعمیق و توسعه دینداری در جامعه اسلامی و کل جهان  اقدام کنند به صورتی که


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 14:22  توسط صادق  |