|
بازگشت به اسلام اصیل چگونه؟
|
|
|
|
||||
|
زیانهای منع کتابت حدیث 1-از بین رفتن حلقه اتصال اسناد (چرا که زمانی که علما شروع به تدوین و کتابت حدیث نمودند نزدیک به صد سال از وفات پیامبر می گذشت و کسانی که در نوشته های خود حدیثی را به پیامبر نسبت می دادند باتکیه بر شنیده ها بود)معمر قذافی میگوید :سالیانی پس از عیسی گروهی از مردم که مسیحیان به آنان فرستادگان میگویند متی یوحنا مرقص و پولس آمدند وگفتند ما انجیلی را که خداوند به عیسی فرستاد از حفظ داریم ...واین امر باعث ظهور چهار انجیل مختلف شد {رمورد سنت پیامبر هم }در قرن دوم و پس از سالیان طولانی از رحلت پیامبر گفتند که احادیث پیامبر راگرد آورده اند ومعنای این سخن آنست که مسلمانان پس از گذشت دوسده از وفات پیامبر بنای ثبت احادیث را گذاشتند و پس از دو سده کسی از معاصران پیامبر زنده نبود تا حدیث صحیح را گرد آورد . 2-رهیافت جعل و افترا بر پیامبر (هنگام جمع آوری احادیث بخاری از بین ششصد هزار حدیث فقط هفت هزار آن رادر صحیح خود گرد آورد و مالک از میان صد هزار روایت فقط سه هزار روایت را برگزید ابوداوود از میان پانصد هزار حدیث تنها پنج هزار و دویست روایت ومسلم از میان سیصد هزار روایت تنها هفت هزار و دویست حدیث و احمد بن حنبل از میان هفتصد وپنجاه هزار روایت حدود سی هزار حدیث را قبول کردندو این به خاطر این بود که بسیاری از روایات منسوب به پیامبر جعلی و دروغی بودند )
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 1:45 توسط صادق
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قانون منع کتابت حدیث از زمان خلفا شروع شد و تا زمان عمربن عبدالعزیز استمرار داشت علل منع کتابت حدیث از نظر شیعه وسنی از نظر علمای اهل سنت خلفا به چند دلیل مانع نوشتن احادیث پیامبر شدند 1-عدم اختلاط احادیث پیامبربا قران 2-توجه بیش از حد به حدیث و متروک ماندن قران 3-احتمال بروز اختلاف در روایت ها از نظر علمای شیعه علت منع کتابت انگیزه های سیاسی بوده است ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 13:1 توسط صادق
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
منع کتابت حدیث یا نهی از آن واقعیتی است که موجب شد روایات پیامبر سالها بدون نوشته شدن رها شوند و در زمان عمر بن عبدالعزیز دستور نوشتن جوامع حدیثی صادر شد یا نهی از آن برداشته شد . عایشه می گوید پدرم پانصد حدیث از گفتار پیامبر را جمع کرده بود شبی خوابید اما آرام نداشت من اندوهگین شدم واز ناآرلامی اش پرسیدم چون آفتاب برامد گغت دخترم احادیثی که نزد تواست بیاور من احادیث را آوردم او آتش خواست وآنها را سوزاند (تذکرة الحفاظ ج1ص5تاریخ الاسلام الثقافی والسیاسی ص362-363 ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 23:16 توسط صادق
|
|
|||||
|
|||||