تبليغاتX
سلف صالح - علل منع کتابت حدیث
بازگشت به اسلام اصیل چگونه؟

قانون منع کتابت حدیث از زمان خلفا شروع شد و تا زمان عمربن عبدالعزیز استمرار داشت

علل منع کتابت حدیث از نظر شیعه وسنی

از نظر علمای اهل سنت خلفا به چند دلیل مانع  نوشتن احادیث پیامبر شدند

1-عدم اختلاط احادیث پیامبربا قران

2-توجه بیش از حد به حدیث و متروک ماندن قران

3-احتمال بروز اختلاف در روایت ها

از نظر علمای شیعه علت منع کتابت انگیزه های سیاسی بوده است

1-جلو گیری از نشر فضایل اهل بیت خصوصا امیرالمومنین علی علیه السلام که اولین ایمان آورنده به رسول خدا و تربیت شده دامان پیامبر بود و پیامبر نسبت اورا به خود همچون نسبت هارون به موسی (به جز اینکه علی نبی نیست )بیان کرده و صاحب ضربت خندق و فاتح خیبرو یاور پیامبر در بدر و حنین و احد   و قاری آیات سوره توبه بر مشرکین  و به نص قران در جریان مباهله چون جان پیامبر است  وکسی که  اورا در غدیرخم  بر مسند خلافت پس ازخود قرار داده و مصداق اتم بسیاری از آیات قران (مثل اطاعت اولی الامروطهارة اهل البیت ) و پدر فرزندان رسول خدا و دو گل خوشبوی  نبی و شوهر برترین زنان عالم و در جریان اخوت برادر پیامبراست

خلفا وقتی با یک کودتا زمام امر رادر دست گرفتند با فرهنگ مردم که با فضایل علی عجین شده است چکار باید بکنند منطقی ترین کاری که یک سیاستمدار در چنین شرایطی انجام می دهد محو اسناد مکتوب وجلوگیری از ثبت اسناد جدید و ممانعت از انتشار محتوای اسناد است

2-محو روایات نکوهش خلفا وخصوصا  بنی امیه

در صحیح مسلم چنین آمده است اللهم انما انا بشر فایما رجل من المسلمین سببته او لعنته او جلدته فاجعلها له زکاةو رحمة(خدایا من بشری بیش نیستم پس هریک از مسلمانان را که دشنام دادم یا لعن کردم یا تازیانه زدم این کیفر را برای او مایه رشد و رحمت قرار ده )آیا پیامبری که خدا اورا اسوه حسنه معرفی کرده و اورا صاحب خلق عظیم دانسته و به مردم دستورداده تا از او اطاعت کنند و دلیل محبت خود را تبعیت از او معرفی کرده می تواند چنین اشتباهات فاحشی مرتکب شود ؟؟؟پیامبر چه کسانی را لعنت کرده بود؟ چه کسانی را از مدینه اخراج کرده بود ؟بنابراین روایت  اگر پیامبر ابوسفیان و معاویه و عمروبن عاص را نفرین کرد یا خاندان بنی امیه را شجره ملعونه مورد اشاره در قران دانست یا مروان بن حکم را هنگام ولادت به جای دعا نفرین کرد همه اینها مایه کمال ورحمت برای آنان باشد جالب است بدانید حکم بن عاص به خاطر استهزاءپیامبر و آزارآنحضرت  به همراه  پسرش مروان تبعید شده پیامبر بودند که در زمان عثمان به مدینه برگردانده شدندچون دیگرتبعیدی بودنشان از یاد مردم رفته بود.

قریش خطاب به عبدالله بن عمرو عاص گفتند آیا هر چه که از پیامبر می شنوی می نویسی و حال آنکه پیامبر بشری است که در حال خشنودی یا ناخشنودی سخن می گوید

 پیداست آنچه مورد نظر قریش بوده احادیث فضایل و رذائل اشخاص است که از نظر آنها در حال خشنودی یا ناخشنودی از شخصی بیان شده و فاقد اعتبار است !!!والا احادیث احکام یا اخلاق و ..کاری به خشنودی یا ناخشنودی پیامبر نداشته است
+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 13:1  توسط صادق  |