|
بازگشت به اسلام اصیل چگونه؟
|
|
|
|
||||
|
همواره اين سوال در جامعه مسمانان وجود داشته كه آيا انسان مجبور است يا مختار .در پاسخ به اين سوال سه نظر مطرح شده كه هر يك از آيات قران هم استفاده كرده اند اما قطعا يكي از اين نظرات درست است و دو نظر ديگر اشتباه دراين مقاله به طرح اين سه نظر و معرفي كساني كه به آنها معتقد هستند مي پردازيم 1-گروهي با استناد به آياتي از قران ، اعمال انسان را به خدا نسبت مي دهند ومي گويند كه هيچ كاري جز به اراده خدا انجام نمي شود حتي كارهاي شر و گناهان و اگر انسانها گناه هم مي كنند به خواست خداست اين گروه براي اثبات نظر خود به آياتي مثل والله خلقكم و ما تعملون استناد كرده و از آن مفهوم خلق افعال عباد را بيرون كشيده اند و در تاييد آن به آيات زيادي اشاره كرده اند كه اراده انسان را تابع اراده خدا مي داند و همه كارها را با اذن و قدرت او معرفي مي كند اين گروه بر اين عقيده اند كه انسان تنها آلتي است كه خدا براي اعمال خواسته هاي خود او را به كار مي برد و هر چه انجام ميدهد قبل از خلقتش برايش ثبت شده و كارهاي بد او جايي براي سرزنش ندارد يكي از اين روايتهايي كه مورد استفاده اين گروه است و تقريبا در تمام كتب معتبر صحاح وسنن اهل سنت از ابي هريره نقل شده اينست كه موسي و آدم عليهما السلام با يكديگر گفتگو كردند موسي به آدم عليه السلام گفت تو به خاطر اشتباهت ما را از بهشت محروم كردي وآدم در پاسخ گفت اين عملي بود كه خدا قبل از خلقت من برايم مقدر كرده بود پس بر كاري كه من مجبور به انجامش بودم مرا سرزنش نكن صحيح البخاري ج3/ص1251ح3228صحيح مسلم ج4/ص2042ح2652صحيح ابن حبان ج14/ص55ح6179سنن النسائي الكبرى ج6/ص284ح10985سنن أبي داود ج4/ص226ح4701سنن ابن ماجه ج1/ص31ح80سنن الترمذي ج4/ص444ح2134مسند أحمد بن حنبل ج2/ص248ح7381 تقريبا تمامي اهل تسنن بويژه اهل حديث در كتب عقيدتي خود در بحث قدر اين مطلب را با آوردن روايات بسياري مورد تاكيد قرار داده اند و ايمان به آنرا در حد ايمان به اصول دين دانسته اند. 2- گروهي اين تفكر را مقابل عقل بديهي بشر دانسته و نظري كاملا مخالف آن داده اند آنها هم به آياتي از قران استناد كرده اند اين گروه كه مفوضه هستند گفتند خدا انسان را آفريد و به او اختيار و قدرت داد و همه چيز را به خودش واگذار كرد اما هر دو گروه به برخي آيات قران استناد كرده اند و برخي از آيات را نديده گرفته اند يا آنها را تاويل كرده اند 3-نظر سومي هم وجود دارد كه ميگويد انسان در تمام كارهاي خود محتاج اراده و قدرت خداست ولي در كارهاي خود مجبور نيست و مسئول اعمال خود بوده و به خاطر كارهاي خوب وبد خود پاداش متناسب دريافت خواهد كرد اين گروه تمام اعمال خير كه انسانها انجام مي دهند را به خواست و رضاي خدا مي دانند و تمامي افعال بد را به قدرت خدا و قضاي او ولي به اراده انسان و صادر از او مي دانند اين نظر توسط امام صادق عليه السلام در مقابل جبر و تفويض مطرح شده و طرفداران آن به عنوان عدليه شناخته شده اند درك و تحليل نظرسوم مستلزم توجه به نكاتي است 1- بدون اراده خدا انسان هيچ اراده اي ندارد (و ما تشاؤون الا ان يشاء الله) 2- خدا به انسان اختيار داده كه مسير زندگي خود را انتخاب كند 3- خدا مي داند كه انسان با اختيار خود چه مسيري را انتخاب خواهد كرد 4- قضا و قدر خدا دو صورت حتمي و غير حتمي دارد قضا و قدر حتمي تخلف نمي پذيرد اما غير حتمي ممكن است به خاطر عواملي تغيير كند مثل اينكه كسي به خاطر ظلم و گناه عمرش كوتاه شده ومرگش زودتر ازاجل حتمي فرا رسد 5- خدا در قران بسياري از كارهاي را به خود نسبت مي دهد مثل هدايت يا گمراهي در اين گونه امور انسان مقدمه آن كار را فراهم مي كند وبعد در مسيري قرار مي گيرد كه برگشت از آن ممكن نيست در اين صورت آن حركت غير اختياري به خدا نسبت داده مي شود در حاليكه انسان با اختيار خود قدم در آن مسير گذاشته .
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 9:23 توسط صادق
|
|
|||||
|
|||||