تبليغاتX
سلف صالح - سوال كردن بدعت و حرام است !!!
بازگشت به اسلام اصیل چگونه؟

وقتي كه كتب روايي خصوصا اعتقادي مورد اعتناء اهل حديث و سلفي ها رو مطالعه مي كنم به حجم زيادي از روايات بر مي خورم كه مضمون اونا با عقل سازگاري نداره مثل رواياتي كه1- در مورد قدر و2- رواياتي كه درباره صفات خدا و3- جنگهاي بين صحابه نقل شده

دراين مطالعات ،سوالات زيادي برام پيش مي آد كه اتفاقا مولفان كتب  هم با اين سوالات مواجه شده اند ولي پاسخي كه به اين سوالات داده تنها پاك كرد صورت مساله بوده و هرگز عقل را قانع و راضي نمي كنه

پاسخ به اين سوالات درعبارت«والسوال عنه بدعة» منحصر مي شه يعني سوال كردن در مورد اين مسائل بدعت و حرام است و عقل نبايد دراين محدوده وارد شود و فقط بايد به آنچه از صحابه و تابعين نقل شده اعتقاد داشت

ميمون بن مهران مي گويد سه چيز را رها كنيد الف:گفتگو درباره آنچه بين اصحاب رسول اتفاق افتاده(ماجراي سقيفه وجنگ جمل و صفين) ب:نجوم ج:گفتگو درباره قدر حديث 1281 الابانه لابن بطه

گاهي نقل شده كه گروهي از محدثين و عالمان از شنيدن سخنان كساني كه در مورد قدر صحبت مي كردند پرهيز مي كردند و ديگران را از گوش دادن به سخنانشان باز مي داشتند مثلا در الابانه ابن بطه حديث 1766 چنين نقل شده كه معمر از ابن طاووس نقل مي كند كه مردي نزد او آمد كه در مورد قدر صحبت مي كرد و در حضور ابن طاووس چيزي درباره قدر گفت در اين حال ابن طاووس انگشتانش را در گوش فرو برد و به پسرش هم گفت انگشتانت را در گوش كن و فشار بده تا هيچيك از سخنانش را نشنوي چون قلب ضعيف است

1-قدر :مفهوم روايات نقل شده در باب قدر همه اينست كه انسان هر كاري مي كند از قبل ثبت شده و امكان تخلف از آن نيست و هر راهي كه مي رود از خود اراده اي ندارد و بلكه خداست كه او را به آن راه مي برد.از اينرو سرزنش گناهكار شايسته نيست مثل اين روايت:

ابن بطه با واسطه از طاووس نقل مي كند كه گروهي را كه گناهكاري را سرزنش مي كردند از اين كار باز مي داشت و مي گفت قسم به كسي كه جانم بدست اوست اگر در زير زمينهاي هفتگانه هم پنهان شده بود اين عمل به سراغش مي آمد و آنرا انجام مي داد (پس نبايد كسي را كه مجبور بوده سرزنش كنيد)

و مثل اين روايت كه به كرات نقل شده كه اگر خدا نمي خواست كه بندگانش نافرماني كنند ابليس را خلق نمي كرد

ح 1832 الابانه -ابن بطه  «سمعت عمر بن عبد العزيز ، يقول : « لو أراد الله ألا يعصى ما خلق إبليس »

مجموع اين روايات سوالات زيادي در ذهن ايجاد مي كند كه اگر بنا باشد عقل در مورد صحت يا سقم آنها قضاوت كند همه آنها را باطل مي داند مگر اينكه آنها را برخلاف ظاهرشان تاويل كند اما محدثان از تاويل آن پرهيز نموده و در پاسخ به اين سوالات گفته اند كه سوال كردن و قاضي كردن عقل جايز نيست

2-در قران آياتي است كه ظاهرشان دلالت بر اين مي كند كه خدا دست دارد و در بالا و آسمان قرار دارد ودر قيامت بهشتيان او را باچشم خواهند ديد. حكم عقل در مورد اين عبارات اينست كه همه اينها مجازست و خدا از هر تجزيه پذيري و محدوديت مكاني منزه است

شبيه اين عبارات در روايات معتبر اهل سنت بسيار به چشم مي خورد اما  محدثان و ناقلان اين روايات علي رغم مخالفت حكم عقل با ظاهر اين روايات تاويل كردن ومجاز دانستن آنرا جايز نمي دانند

در اين زمينه گروهي به تشبيه رو آورده و گروهي به تعطيل و گروهي به تاويل ،اما نزد سلفي ها سوال كردن در اين زمينه و تحليل عقلي اين آيات و روايات جايز نيست و سوال كردن در اين زمينه بدعت است

3-جنگهايي كه بين صحابه پيامبر خصوصا در زمان امير المومنين رخ داده يكي از سوال برانگيزترين مباحث است حق با كدام گروه بود ؟چگونه با وجود اينهمه فساد و خونريزي و دشمني مي توان به عدالت اين صحابه حكم كرد؟آيا اين صحابه كه معاصرين پيامبر هستند با اينهمه خونريزي و اختلاف و فساد مي توانند بهترين نسل ها باشند؟آيا اين صحابه كه در اين جنگها يا قاتل بودند يا مقتول مي توانند راويان امانت داري در نقل روايات نبوي باشند؟هر كدام از اين گروهها پايه گذار مكتب خاصي بودند كداميك از اين مكاتب به حقيقت نزديكتر است ؟

اينها هم سوالاتي است كه پرسيدن آن جايز نيست و نبايد عقل را در اين زمينه قاضي كرد تا حق را تشخيص دهد و فقط بايد حكم اين صحابه را به خدا واگذار كرد .در عين حال بايد به عدالت همه صحابه اعتقاد داشت و همه كارهايشان از كشتن مسلمانان وسب ولعن ساير صحابه و جنگ با خليفه رسول خدا را به حساب اجتهادشان گذاشت !

خدا به همه مسلمانان آزاد انديشي عطا كند تا مصداق اين آيه باشند كه «فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه» وهمه آنها را مصداق اولوالالباب قرار دهد تا در تاريخ گذشتگان تدبر كنند و از درس هاي آن عبرت گيرند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 11:54  توسط صادق  |