تبليغاتX
سلف صالح - بازنگري پيشفرضهاي ذهني
بازگشت به اسلام اصیل چگونه؟

در ذهن ما عقاید بیشماری شكل گرفته از گذشتگانی است كه وسعت ذهنشان به اندازه دنیایی بود كه دیده بودند و سادگی ذهنشان به اندازه سادگی زندگیشان بود نه از پیچیدگیهای ماوراء طبیعت  خبر داشتند و نه می توانستند عقاید خود را از سطح ساده عامیانه فراتر ببرند از این رو همواره در تقابل با گروههای نواندیش بودند و هر كس حرف تازه ای می زد كه برایشان قابل درك نبود او را متهم به كفر و بدعت می كردند و همواره بر آنچه كه درك ناقصشان به آن رسیده بود تعصب و تصلب داشتند

به عنوان مثال برای خدا دست و پا واعضا درست می كردند و نمی توانستند بپذیرند كه دیدن خدا با چشم سر امكان ندارد وخدا نمی شود مركب باشد و تجزیه پذیر باشد. می گفتند چون در قران‌ آمده كه خدا دیده می شود پس خدا حتما با چشم سردیده خواهد شد وچون خدا گفته «ید الله » پس حتما دست دارد اگر كسی می گفت خدا را نمی شود با چشم سر دید یا خدا دست و پا ندارد كافر بود و احیانا واجب القتل

یا اینكه می گفتند قران خلق نشده بلكه قدیم است واگر كسی مخالف این نظریه بود متهم به كفر می شد حتی اگر كسی سكوت می كرد و میگفت قران كلام خداست و بس كافر بود وكسی حق نداشت در این كه قران مخلوق نیست شك كند.

یا اینكه خدا سرنوشت انسانها را زمانی كه در رحم مادرشان بوده نوشته و دیگر قابل تغییر نیست وهر كس كه اهل جهنم باشد در رحم مادرش جهنمی است هر چند كارهای خوب بكند یا بالعكس و هر كس منكر این مطلب باشد كافر است

 و بسیاری از عقاید خلاف عقل دیگر كه هیچ آزاد اندیشی حاضر به پذیرش آن نیست

مخالفت با شنیدن حرفهای نو وپرهیز از اینكه كسی از آنها درباره مسایل دشوار و پیچیده  سوال كند هرگز اجازه رشد عقلی به آنها و پیروانشان را نداد و پاسخ این گروه در مقابل اندیشه های پرسشگر جوانان و پیروان سایر ادیان و فرق به چند جمله خلاصه می شد كه :سوال كردن بدعت است یا شك كننده كافر است یا همصحبتی و همنشینی با این افراد را ممنوع می كردند كه كسی جرات سوال كردن پیدا نكند و سوال كننده را از مریدانشان دور كنند تا مریدانشان را هم به شك نیاندازد

اما در عصر حاضر با گسترش علم و فرهنگ و رشد عقلی و علمی انسانها وجوانان و رویارویی با تفكرات مختلف در فضای دهكده جهانی و لزوم پاسخگویی به سوالات مختلف انسان را وادار می كند كه بدنبال یافتن پاسخ سوالات از تحقیق و نقد پذیرفته های ذهنی نترسد وبه عقلی كه خدا به انسان داده اعتماد كند تا درست را از غلط و حق را از باطل شناسایی كند و گرفتار اشتباه نشود و البته كه باید در این راه هر لحظه از خدا خواست كه ما را به راه درست راهنمایی كند همانطور كه هر مسلمان در نمازهای روزانه خود ده بار از خدا می خواهد كه او را به راه راست هدایت كند

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 15:43  توسط صادق  |